تبليغاتX
جن گیر -

جن گیر

موظوعات خوشگل

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

جن‌نامه ( 1 )

 

... شلوار پاره پوره‌ی سربازی پوشیده با پیرهن پشمی از اون کهنه‌‌تر،  در حدود 14، 15 ساله می‌زنه، با موهای بور و صورت ناموزونی که شبیه اهالی کردستانه، شاید هم ترک باشه، از چکمه‌های کهنه‌ی گلی‌ درب و داغون‌اش می‌شه حدس زد توی ساختمان نیمه‌کاره‌ای همین دور و بر کارگره، با چشم‌های معصوم‌اش مرتب به این‌طرف و اون‌طرف نگاه می‌کنه و بخار نفس‌اش رو به دنیایی که شدیدن با اون نامتجانسه می‌پاشه، دنیایی سراسر پوشیده از کاپشن، دست‌کش، چتر، سمند، 206، پراید و ... چن‌تا نون بربری توی دستشه و داره به طرف ساختمان محل عملگی‌ش حرکت می‌کنه، از نون بربری‌ها بخار بلند می‌شه، انگار معشوق‌اش رو چسبیده باشه دودستی نون‌ها رو تو دست‌اش گرفته و گرمای لذت‌بخش‌اش رو زیر پوست تاول‌زده‌ی زبر دست‌‌ش احساس می‌کنه ...

... نیمه‌شبه، انگار از عالم و آدم بی‌خبره ، حتی به ماشینی که به‌سرعت از کنارش می‌گذره و به‌ش فحش می‌ده محلی نمی‌گذاره، ایست‌گاه‌اش جای آشغال‌های جلوی خونه‌هاس، از روی نایلون آشغال‌ها حدس می‌زنه که توشون چیه، به زحمت 12 سال‌اش بشه، با موهای سیاه، چشمای سیاه، صورت سیاه و لباسای سیاه، با دست‌هایی که نسبت به سن‌اش بسیار بزرگتر می‌زنه‌، آشغال‌هایی رو توی گونی بسیار بزرگی می‌ریزه که تمام مدت به دوش داره، در یکی از آپارتمان‌های دور و بر جشن تولدی برگزار می‌شه، صدای دست، صدای خنده، صدای شادی، صدای رقص، کسی کاری به این سیزیف کوچیک نداره که با گونی‌ای سه برابر اندازه‌ی خودش توی قطره‌های بارون از این آشغال به اون آشغال سرکشی می‌کنه و معلوم نیس بار گناهای چه‌کسی رو داره به‌دوش می‌کشه ...

... بارون تموم خیالات منو می‌شوره و با خودش می‌بره، سخن‌رانی خاتمی، یوشچنکو، چخوف، عراق، آمریکا، خلیج فارس ... بارون حتی ستاره‌ها و ماه رو می‌شوره، حتی چشم‌های تو رو می‌شوره و پاک می‌کنه، بارون منو خالی خالی می‌کنه، پاک پاک، بارون دستامو بلند می‌کنه و منو می‌چرخونه، منو می‌رقصونه، یه رقص دیوونه‌وار تو دل یه شب سیاه ... بارون منو می‌شوره و توی جوی آب می‌ریزه، یه قوطی کنسروه، یه سیب گاز زده و من، هر سه رقص‌کنان دور‌ می‌شیم، ناپدید می‌شیم، گم می‌شیم و بارون هم‌چنان می‌باره ...

+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 17:40 توسط ali jenni |