تبليغاتX
جن گیر -

جن گیر

موظوعات خوشگل

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

تاملاتى درباره ترس در فيلم جن گير
همه مى ترسيم
شميم مستقيمى
144588.jpg
1- مشتاقان تجربه گرى چگونه با تجربه ترس روبه رو مى شوند؟ شايد عاقلانه ترين راه اين باشد كه نگاهى به هاليوود بيندازيم كه قوى ترين سازنده و پخش كننده فيلم هايى است كه امكان تجارب تازه تر را به مدد تكنولوژى هر روز آسان تر مى كنند. در اين فيلم ها دم دست ترين صورت ممكن و مبتذل ترين نوع ترس يعنى ترس از مرگ با نمايش مستقيم خشونت و خون و در بهترين حالت در پوشش انبوه جلوه هاى ويژه و ريزه كارى ها و ظرافت هاى تكنولوژيك به خورد طالبان «تجربه ترس» داده مى شود.
آنها با استفاده از پرسپكتيوهاى خوفناك، لوكيشن هاى تاريك، بازى سايه و نور و صداى رعب آور موسيقى هاى خاص در واقع مو بر تن آدم ها سيخ مى كنند و ترس را از اقصى نقاط انسان به سطح آگاهى او مى كشند!
اما تجربه ترس در «جن گير» بهترين ساخته ويليام فريد كين تجربه اى به مراتب ناب تر، عميق تر و دست يافتنى تر است.
۲- جن گير حكايت رويارويى خير و شر است: شيطان در بدن دختر جوانى سكنى گزيده است. دو كشيش با تكيه بر نيروى ايمان (هنگامى كه پزشكان عجز خود را براى درمان دخترك اعلام مى كنند) شيطان را از بدن دختر بيرون مى راندند.
۳- اصالت ترس در جن گير از بستر بسيار عادى و طبيعى داستان سرچشمه مى گيرد. در اينجا با موجود عجيب و غريب و تخيلى و يا انسان هاى ساديست يا مازوخيست و يا موارد حاد روان پريشى مواجه نيستيم. هيچ يك از آدم هاى داستان موقعيت خيلى خاص و پيچيده اى ندارند كه داستان را به مدد آن پيش ببرند؛ و از همه مهم تر: خود زندگى است كه مسئله ساز است. برخلاف بسيارى از ترس هاى رايج در فيلم هاى اين ژانر كه «آنچه كه مى ترساند» مرگ است، در جن گير وضعيت زندگى است كه بغرنج مى شود و عدم آمادگى و ضعف انسان ها، ضعف درونى انسان هاست كه موقعيت بغرنج را طولانى مى كند. «دشمن»: كسى كه بايد از او ترسيده شود، «آنجا» نيست. كليد داستان هم روشن است. منتظر هيچ حركت و يا تصميم تازه اى هم از طرف شيطان نيستيم. همه چيز به خود ما بستگى دارد: ما كه دستمان خالى است.
۴- ديالكتيك پيش برنده داستان: هرچه آدم ها و زندگى عادى تر، در دسترس تر و شناخته شده تر باشند، ترسى كه در راه است عجيب تر، دورتر و ناشناخته تر است؛ هرچه در ابتداى داستان و در زمينه سازى هاى آن به مذهب كم توجهى مى شود زمينه براى ورود اين مقوله به داستان به عنوان يك «ضرورت» آماده تر مى شود؛ هرچه پدر كاراس مرددتر باشد و در جدال درونى قوى ترى در مبارزه باشد، حضور پدر مرين به عنوان مظهر يقين و يگانگى و آماده براى مبارزه بيرونى، طبيعى تر و موجه تر و حتى «ضرورى» مى شود و در نهايت هرچه بيشتر به شيطان پرداخته مى شود، فيلم «الهى تر» مى شود.
۵- اين طبيعى بودن، ساده بودن و عادى بودن بستر آبستن حادثه، هريك از ما را قهرمان بالقوه اين ماجرا مى كند: «ترس از دست دادن ايمان» و خلع سلاح بودن در برابر حملات شيطانى ترس هميشگى ماست. ترسى كه در آخر خط ما را به مبارزه با «خود شيطان: Devil himself» مى كشاند: جدالى كه پايان سفر زندگى پدر كاراس را رقم زد. پدر كاراس: آنكه شك داشت. به رغم پيروزى خير بر شر و برندگى ايمان در انتهاى فيلم، اين ترس هميشگى ما را رها نمى كند: ترس فقدان پدر مرين. راستى او كجاست؟ همگى به دنبال مرين خواهيم بود. زيرا او ياور اصلى ماست. ما كه همداستان با كاراس و به رغم توصيه هاى مرين: « با او[شيطان] صحبت نكن... به حرف هايش گوش نده...» با شيطان به مذاكره مى نشينيم و يا لااقل به حرف هايش گوش مى دهيم.
۶- از ديدگاه مرين «انسانيت» بر «گناهكار بودن انسان» مقدم است؛ «انسان» است كه فرمان خداوند را جارى مى كند: «به نام خداوند بدن اين خدمتگزار خدا را ترك كن». او به شيطان اجازه نمى دهد كه گناهان گذشته اش را به رخش بكشد و از آن سوءاستفاده كند. اجازه اى كه كاراس به شيطان مى دهد و با يادآورى تقصيرات احتمالى كه در مورد مادرش مرتكب شده است، به دام ترديد و ملامت نفس مى افتد.
۷- كاراس كه خودش را از پنجره بيرون مى اندازد، شيطان هم صحنه داستان را ترك مى كند: با رفتن شك و ترديد، شيطان هم مى رود... كاراس نزديك ترين آدم به همه ماست. همه ما كه مى ترسيم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 19:38 توسط ali jenni |